السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
84
سيره معصومان ( فارسي )
على ( ع ) گفتند : اى خائن ! آيا گمان كردى با زنان نجات يافتى ؟ اى بىپدر بازگرد . على ( ع ) پاسخ داد : اگر بازنگردم ؟ گفتند : يا شكستخورده بازمىگردى يا آن كه تو را چنان بازگردانيم كه مويت فقط بماند « 181 » و اهون بك من هالك . تعقيبكنندگان به شتران نزديك شدند تا بر آنها يورش برند اما على ( ع ) ميان آنها و شتران قرار گرفت . جناح با شمشير خويش به على ( ع ) حمله آورد اما آن حضرت خود را كنار كشيد و ضربهاى بر كتف او وارد كرد كه او را به دونيم ساخت و شمشير از كتف جناح گذشت و بر كتف اسب او نشست . ظاهرا جناح هنگامى كه به على ( ع ) حمله آورد ، بدن خود را خم كرد زيرا كسى كه سواره است به هنگام زدن ضربه بر شخص پياده چارهاى جز اين ندارد كه خود را خم كند و در اين حالت بود كه على ( ع ) بر شانهء او زد و گرنه آن حضرت نمىتوانست چنين ضربهاى بر او وارد كند . آنگاه آن حضرت ، پياده و چونان شير بيشه به سوى همراهان جناح يورش برد و اين شعر را خواند : خلّوا سبيل الجاهد المجاهد * آليت لا اعبد غير الواحد « 182 » تعقيب كنندگان از مقابل او گريخته گفتند : اى پسر ابو طالب ! از ما دست بدار . على ( ع ) فرمود : من به سوى برادر و پسر عمويم رسول خدا ( ص ) روانهام پس هر كسى كه مىخواهد بدنش را پارهپاره كنم و خونش را بريزم به من نزديك شود . آنگاه به ايمن و ابو واقد فرمود : شتران خود را باز كنيد . على ( ع ) چيره و پيروزمندانه به راه خود ادامه داد تا آن كه در ضجنان فرود آمد . در آنجا يك روز و يك شب به سر برد و گروهى از مؤمنان مستضعف كهام ايمن كنيز آزاد كردهء رسول خدا ( ص ) نيز در ميان آنها بود ، به وى ملحق شدند . على آن شب را به همراه فواطم در آنجا به سر آورد در حالى كه گاه نماز مىخواندند و گاه خداى را ايستاده و نشسته و خوابيده ياد مىكردند تا آن كه سپيده دميد . على ( ع ) ، نماز صبح را با آنان گزارد سپس راه خود را در پيش گرفت . او و همراهانش خستگىناپذير خدا را ياد مىكردند تا آن كه به مدينه رسيدند . پيش از ورود آنها وحى بر پيغمبر ( ص ) فرود آمده و آن حضرت را از وضع آنان آگهى داده بود . آيهاى كه در اين باره بر پيغمبر نازل شد اين بود : « آنان كه خداى را ايستاده و نشسته و بر پهلوها مىخوانند . . . پس پروردگارشان براى آنها استجابت كرد كه من عمل هيچ كس از عملكنندگان شما را تباه نكنم ، از زن و مرد ، برخى از شما از برخى . پس آنان كه هجرت كردند و از شهرهايشان بيرون و در راه خدا آزار شدند و جنگيدند و كشته شدند پس من گناهانشان را مىپوشانم و آنان را به بهشتهايى وارد مىكنم كه جويها از زير آنها روان است . پاداشى از جانب خدا و نزد خداوند پاداش نكوست . » « 183 »
--> ( 181 ) شبيه اين ضرب المثل در فارسى كه « تكهء بزرگ تو گوشت خواهد بود . » ( مترجم ) ( 182 ) راه ( فرد ) تلاشگر و مجاهد را باز گذاريد كه من سوگند خوردم كه جز خداى يگانه را نپرستم . ( 183 ) آل عمران / 195 - 191 ؛ الَّذِين يَذْكُرُون اللَّه قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِم . . . فَاسْتَجاب لَهُم رَبُّهُم أَنِّي لا أُضِيع عَمَل عامِل مِنْكُم مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى بَعْضُكُم مِن بَعْض فَالَّذِين هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِن دِيارِهِم وَ أُوذُوا فِي سَبِيلِي وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُكَفِّرَن عَنْهُم سَيِّئاتِهِم وَ لَأُدْخِلَنَّهُم جَنَّات تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ثَواباً مِن عِنْدِ اللَّه وَ اللَّه عِنْدَه حُسْن الثَّواب .